عبدالله مستوفى

122

شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى )

عصاى نوار آبى خود را در دست داشته و رئيس و كارمندان هر سفارت را بجاى خود هدايت ميكرد . درب ورود كه باز ميشد ، امپراطور در وسط و مادرش سمت راست و زنش سمت چپ بازو ببازوى يكديگر داده وارد تالار ميشدند . سرهاى تاجور ، مختصرى فرود ميآمد و نمايندگان سياسى تعظيم ميكردند . امپراطور به همان حال با امپراطريسها قدرى جلو ميآمد ، بازوى خود را از بازوى خانمها جدا كرده ، خود تنها بجانب راست دهنهء دائرهء نمايندگان سياسى كه جاى مقدم السفراء بود ، متوجه ميشد . تمام افراد هيئت آن سفارت مجددا تعظيم ميكردند . رئيس هيئت كه البته سفير كبير بود ، تبريكات رئيس دولت و تبريكات خود را با جمله - هائى مبنى بر درخواست خير و سعادت براى خانوادهء امپراطورى و ملت روسيه اظهار و امپراطور هم جوابى مبنى بر تشكر ميداد . اگر عضو تازه‌واردى بود كه قبلا معرفى او پيش‌بينى شده بود ، توسط سفير كبير معرفى ميشد . گاهى امپراطور با تمام اعضاى يك سفارت دست ميداد و بسفارت ديگر ميگذشت . در اينموقع كه امپراطور با مقدم السفراء مشغول صحبت بود ، دو نفر از رجال درجه اول دربارى از محل خود جدا شده ، هريك نزد يكى از امپراطريسها ايستاده ، فرمايشات آنها را ميشنيدند و آنها را مشغول ميداشتند . همين كه امپراطور از سفارت مقدم بدومى ميگذشت ، امپراطريس مادر سروقت اين سفارت ميآمد . امپراطور كه بسومى ميرسيد مادرش بدومى ميگذشت و امپراطريس زن به اولى ميپرداخت . دوره كه تمام ميشد ، البته اول امپراطور از كار خود فارغ ميشد ، در اينوقت يكى از خانمهاى دربارى نزديك او آمده و صحبت ميداشت تا امپراطريسها مادر و زن هم كار خود را انجام بدهند . آنوقت مثل موقع ورود ، امپراطور بازو ببازوى مادر و زنش داده ، سرى فرود ميآوردند و نمايندگان سياسى در جواب تعظيم ميكردند . در باز ميشد ، خانوادهء امپراطورى با همان وضع از در خارج ميشدند و در ، پشت سر آنها بسته ميشد . دائره برهم مىخورد ، سينىهاى چاى با نان شيرينى از در ديگر تالار ميآمد كه خستگى يكى دو ساعت ايستادن با حالت خبردار و لباس سنگين رسمى را ، اگر نه از جوانها ، لا محاله از رؤساى هيئت‌هاى نمايندگان كه اكثر كمتر از پنجاه و شصت سال نداشتند رفع كند . در اين وقت حسنى پاشا سفير كبير تركيه مقدم السفراء و قريب چهارده پانزده سال بود كه به سمت سفارت كبرى در دربار روسيه مانده و مقدم السفرائى را احتكار كرده بود . اقامت امپراطور بعد از حادثهء كلاه فرنگى ، در قصر زمستانى موقوف شد و جشن خاج‌شويان هم ديگر به عمل نيامد . امپراطور تابستانها در پطرهوف و زمستانها در تسارس - كوىسلو اقامت ميكرد . اين دو محل ، با كمال دقت در هويت افسران و افراد ، بتوسط وفادارترين و مطمئن‌ترين دسته‌هاى قشون محافظت ميشد كه دست انقلاب‌طلبها بمقر امپراطورى نرسد و حادثهء كلاه فرنگى نظير پيدا نكند .